مرا عمری به دنبالت کشاندی
سر انجام به خاکستر نشاندی
ربودی دفتر دل را و افسوس
که سطری هم از این دفتر نخوندی
گرفتم، عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشکی هم فشاندی
گذشت از من، ولی آخر نگفتی
که بعد از من به امید که ماندی؟
( فریدون مشیری )
اینم یکی دیگه از شعرای فروغ فرخزاد که من خیلی دوست دارم
آسمان همچو صفحه ی دل من
روشن از جلوه های مهتاب است
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خواب است
خیره بر سایه های وحشی بید
می خزم در سکوت بستر خویش
باز دنبال نغمه ای دلخواه
می نهم سر به روی دفتر خویش
تن صدها ترانه می رقصد
در بلور ظریف آوایم
لذتی ناشناس و رویا رنگ
میدود همچو خون به رگهایم
آه... گویی ز دخمه ی دل من
روح شبگرد مه گذر کرده
یا نسیمی در این ره متروک
دامن از عطر یاس تر کرده
بر لبم شعله های بوسه ی تو
می شکوفد چو لاله گرم نیاز
در خیالم ستاره ای پر نور
می درخشد میان هاله ی راز
ناشناسی درون سینه ی من
پنجه بر چنگ و رود می ساید
همره نغمه های موزونش
گوئیا بوی عود می آید
آه... باور نمی کنم که مرا
با تو پیوستنی چنین باشد
نگه آن دو چشم شور افکن
سوی من گرم و دلنشین باشد
بیگمان زان جهان رویایی
زهره بر من فکنده دیده ی عشق
می نویسم به روی دفتر خویش
جاودان باشی ای سپیده ی عشق
اینم ۳تا جمله از کتاب نقطه ی تسلیم نوشته ی شهره وکیلی
انسان نمیتواند به همه ی خواسته هایش دست پیدا کند، گاه خواستن
بهتر از رسیدن به خواسته است.
ازدواج یک دام آهنی است که فرار کردن از آن خیلی سخت است
مرگ در کمین است، هر روزمان میتواند بی فردا باشد
اینم یه شعر دیگه از محسن یگانه که البته پر از نا امیدی هست. من خودم نه هیچ وقت از خدا دلگیر میشم نه انشالاء انقدر نا امید و سیر از دنیا
آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرم و
عمرم و میگیرم ازت
این غصه های لعنتی
از خنده دورم میکنن
این نفسهای بی هدف
زنده به گورم میکنن
چه لحظه های خوبی
ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من
منو از اینجا میبره
آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرم و
عمرم و میگیرم ازت
چه اعتراف تلخیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از همس
آی دنیا بیزارم ازت
به نام خداوندی که پروردگار زمین و آسمان است
خداوندی که قرار داد شب را چونان جامه و خواب
را مایه ی آسودگی و روز را برای تکاپو .
حمد از آن خدایی است که می آفریند و سامان
میدهد.میمیراند و زنده میکند. بیمار مینماید و درمان
میکند و هرچه آنچه برای ما رقم می خورد بی شک
به اراده ی اوست و همه چیز زیر سایه ی حکمت
پروردگار یکتاست.
سلام به همه ی دوستان عزیز. یک بار دیگه سال جدید رو به همه ی دوستان تبریک میگم و ممنونم از لطف دوستانی که در این مدت به من سر زدن و با نظراتشون منو مورد لطفشون قرار دادن.
برای این دفعه یکی از شعرای فروغ فرخزاد به نام* ای ستاره ها * رو انتخاب کردم که خودم این شعر رو خیلی دوست دارم. البته همه ی شعرای فروغ رو شخصا می پسندم اما چند تا از اونها برام یه جایگاه دیگه دارن که یکیش همین شعره. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.
ای ستاره ها که بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته اید
ای ستاره ها که از ورای ابر ها
بر جهان ما نظاره گر نشسته اید
آری این منم که در دل سکوت شب
نامه های عاشقانه پاره میکنم
ای ستاره ها اگر به من مدد کنید
دامن از غمش پر از ستاره میکنم
با دلی که بویی از وفا نبرده است
جور بیکرانه و بهانه خوشتر است
در کنار این مصاحبان خود پسند
ناز و عشوه های زیرکانه خوشتر است
ای ستاره ها چه شد که در نگاه من
دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد
ای ستاره ها چه شد که بر لبان او
آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد
جام باده سرنگون و بسترم تهی
سر نهاده ام به روی نامه های او
سر نهاده ام که در میان این سطور
جستجو کنم نشانی از وفای او
ای ستاره ها مگر شما هم آگهید
از دو رویی و جفای ساکنان خاک
کاینچنین به قلب آسمان نهان شدید
ای ستاره ها ستاره های خوب و پاک
من که پشت پا زدم به هرچه هست و نیست
تا که کام او ز عشق خود روا کنم
لعنت خدا به من اگر بجز جفا
زین سپس به عاشقان با وفا کنم
ای ستاره ها که همچو قطره های اشک
سر به دامن سیاه شب نهاده اید
ای ستاره ها کز آن جهان جاویدان
روزنی به سوی این جهان گشاده اید
رفته است و مهرش از دلم نمی رود
ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست؟
ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها
پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟
سلام به همه ی دوستای عزیز
این آخرین پست من هست در سال ۸۶ که با خوبیهاش و بدیهاش فقط چند روز دیگه مهمون ماست. پیشاپیش سال نو رو به همه دوستانم تبریک میگم و آرزوی سلامتی برای همتون دارم. چون دیگه نیستم تا ۱۰ فروردین، انشالاء اون موقع با پست جدیدی در خدمتتون هستم